یکی از ارکان مهم توسعه پایدار و کاهش وابستگی به منابع طبیعی همچون نفت و گاز صادرات غیرنفتی است. نیاز به توسعه صادرات غیرنفتی در اغلب کشورهای در حال توسعه به منظور تنوعبخشی به اقتصاد و ایجاد و افزایش اشتغال احساس میشود. آسان مشاور در این مقاله، ۱۰ استراتژی مؤثر برای افزایش صادرات غیرنفتی را بررسی می کند .
۱. بهبود کیفیت و استانداردسازی محصولات
افزایش کیفیت محصولات تولیدی و انطباق آنها با استانداردهای بینالمللی یکی از نخستین گامها برای افزایش صادرات است. بازارهای جهانی دارای الزامات سختگیرانهای در زمینه کیفیت، ایمنی، بستهبندی و برچسبگذاری هستند. شانس بیشتر برای حضور در بازارهای جهانی از آن تولیدکنندگانی است که به استانداردهای بینالمللی مانند ISO، HACCP، CE و غیره پایبند باشند. از جمله اقداماتی که منجر به بهبود کیفیت و استانداردسازی محصولات میگردند، عبارتند از: آموزش تولیدکنندگان در زمینه استانداردهای جهانی، سرمایهگذاری در فناوری و بهروزرسانی خطوط تولید و ایجاد مراکز تست و گواهی کیفیت معتبر در سطح ملی.
۲. توسعه زیرساختهای صادراتی
هزینه صادرات در صورت نبود زیرساختهای مناسب در زمینه حملونقل، انبارداری، گمرکات، مناطق آزاد و بندرگاهها افزایش و رقابتپذیری کالاهای غیرنفتی کاهش مییابد. توسعه زیرساختها میتواند دسترسی به بازارهای هدف را آسانتر کند و زمان تحویل را کاهش دهد. در این راستا، اقداماتی که منجر به توسعه زیرساخت میشوند، عبارتند از: بهبود وضعیت جادهها، خطوط ریلی و حملونقل دریایی، تجهیز بنادر به فناوریهای نوین بارگیری و تخلیه و کاهش بوروکراسی در فرآیندهای گمرکی و صدور مجوزها.
۳. تنوعبخشی به بازارهای صادراتی
وابستگی بیش از حد به چند کشور خاص برای صادرات منجر به افزایش ریسکهای اقتصادی و سیاسی میشود. با انتخاب مقاصد صادراتی گوناگون یا تنوعبخشی به مقاصد صادراتی، صادرکنندگان میتوانند بازارهای جدیدی برای محصولات را شناسایی و ظرفیت فروش خود را افزایش دهند. برخی از اقدامات که به تنوعبخشی مقاصد صادراتی کمک میکند، عبارتند از: حضور فعال در نمایشگاههای بینالمللی و ایجاد ارتباطات تجاری، انجام تحقیقات بازار و شناسایی فرصتهای صادراتی و عقد توافقنامههای تجاری دوجانبه یا منطقهای.
۴. حمایتهای دولتی هدفمند
دولتها نقش کلیدی و محوری در توسعه صادرات غیرنفتی دارند. با ارائه تسهیلات مالی، یارانه صادراتی، کاهش مالیاتها، و خدمات مشاورهای میتوان انگیزه صادرکنندگان را افزایش داد. حمایتهای دولتی هدفمند شامل اقداماتی نظیر ایجاد صندوق حمایت از صادرات غیرنفتی، اعطای وام با نرخ بهره پایین به صادرکنندگان و راهاندازی مراکز مشاوره صادراتی برای بنگاههای کوچک و متوسط میشود.
۵. بازاریابی بینالمللی و برند سازی
برند در بازارهای جهانی، نقش تعیینکننده و اساسی در جذب مشتری دارد. موفقیت بیشتر در فروش کالاهای غیرنفتی برای کشورهایی است که برند ملی خود را ارتقا دادهاند. از دیگر ارکان کلیدی موفقیت صادرات میتوان به بازاریابی حرفهای و دیجیتال اشاره کرد. از جمله اقدامات کلیدی که در این راستا انجام میگیرد میتوان به راهاندازی کمپینهای تبلیغاتی در رسانههای بینالمللی، طراحی بستهبندیهای جذاب و مطابق با سلیقه بازار هدف و حضور در فضای دیجیتال و استفاده از تجارت الکترونیک اشاره کرد.
۶. توسعه خوشههای صنعتی صادراتگرا
منظور از خوشههای صنعتی، تمرکز شرکتهای مرتبط در یک حوزه جغرافیایی خاص است که با همافزایی و همکاری، بهرهوری را افزایش میدهند. امکان افزایش سهم صادرات در گرو ایجاد خوشههای صادراتگرا در صنایع کشاورزی، غذایی، نساجی و صنایع دستی است. اقداماتی که توسعه خوشههای صنعتی را به دنبال دارد، عبارتند از: شناسایی مزیتهای نسبی هر منطقه برای ایجاد خوشهها، تسهیل در دسترسی واحدها به خدمات مشترک مانند آزمایشگاه، بازاریابی و صادرات و آموزش نیروی انسانی متخصص برای خوشههای صادراتی.
۷. دیجیتالیسازی فرآیند صادرات
استفاده از فناوریهای نوین در فرآیند صادرات، از ثبت سفارش تا حمل و ترخیص، منجر به افزایش سرعت و شفافیت میشود. دیجیتالیسازی علاوهبر افزایش سرعت و شفافیت، هزینههای مبادله را کاهش میدهدو زمینه صادرات هوشمند را فراهم میکند. اقدامات مهمی که در این راستا به دیجیتالیسازی کمک میکنند عبارتند از: راهاندازی پنجره واحد صادراتی برای خدمات آنلاین، آموزش صادرکنندگان در استفاده از ابزارهای دیجیتال مانند CRM، ERP و پلتفرمهای B2B و ایجاد زیرساختهای تجارت الکترونیک بینالمللی.
۸. ارتقاء بهرهوری و کاهش هزینه تولید
رقابت در بازارهای جهانی مستلزم رقابتی بودن قیمت تمامشده محصول است. از راههای مختلف میتوان هزینه تولید را کاهش داد، از جمله: افزایش بهرهوری نیروی کار، کاهش ضایعات، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و اصلاح زنجیره تأمین. با اقداماتی نظیر بهکارگیری فناوریهای نوین تولید و اتوماسیون صنعتی، آموزش کارکنان برای افزایش مهارت و کاهش خطا و استفاده از مشاوران صنعتی برای بهینهسازی فرآیند تولید میتوان به ارتقا بهرهوری کمک کرد.
۹. تقویت روابط دیپلماتیک اقتصادی
علاوهبر استراتژیهای ذکر شده، سیاست خارجی فعال میتواند به توسعه صادرات کمک کند. حضور سفرا و رایزنان اقتصادی در کشورهای هدف، برگزاری نشستهای مشترک تجاری، و توافقات تعرفهای منجر به هموارسازی مسیر صادرات میشود. برخی از اقدامات که به تقویت روابط دیپلماتیک کمک میکنند، عبارتند از: فعالسازی رایزنیهای بازرگانی در سفارتخانهها، دیپلماسی اقتصادی هدفمند با کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، اروپا و آفریقا و حل و فصل مسائل تعرفهای و غیرتعرفهای با کشورهای هدف.
۱۰. آموزش و توانمندسازی صادرکنندگان
نداشتن دانش کافی در حوزه قوانین، مقررات، بازاریابی و مذاکره، یکی از دلایل عدم موفقیت بسیاری از بنگاههای کوچک و متوسط در صادرات است. آموزشهای تخصصی میتواند آنها را برای ورود به بازارهای بینالمللی آماده سازد. اقداماتی که به توانمندسازی صادرکنندگان کمک میکند، عبارتند از: برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی تخصصی صادرات، ایجاد مراکز رشد و شتابدهنده صادراتی و انتشار راهنماهای صادراتی به زبان ساده برای گروههای مختلف صنعتی.
صادرات غیرنفتی؛ راهبردی پایدار برای تابآوری و رشد اقتصادی ایران
افزایش صادرات غیرنفتی نه تنها یک هدف اقتصادی است، بلکه ضرورتی استراتژیک برای کشورهای وابسته به منابع طبیعی مانند ایران بهشمار میآید. در دنیای امروز که نوسانات بازار نفت، تحریمها و محدودیتهای بینالمللی میتواند منابع ارزی را تحتالشعاع قرار دهد، تنوعبخشی به صادرات و تمرکز بر تولید کالاها و خدمات با ارزش افزوده بالا، تنها مسیر پایدار برای حفظ ثبات اقتصادی و افزایش تابآوری کشور است.
اجرای استراتژیهایی مانند ارتقای کیفیت، دیجیتالیسازی فرآیندها، توسعه زیرساختها و ایجاد خوشههای صنعتی صادراتمحور علاوهبر افزایش صادرات، به رشد صنایع داخلی، ایجاد اشتغال، تقویت نوآوری و ارتقای توان رقابتی بنگاهها نیز منجر خواهد شد. بهعبارت دیگر، افزایش صادرات غیرنفتی به مانند یک پیشران قوی، میتواند سایر بخشهای اقتصادی را نیز به تحرک وادارد و به بهبود شاخصهایی چون بهرهوری، تراز تجاری و توسعه منطقهای کمک کند.
از صادرات سنتی تا اقتصاد نوین؛ مسیر ایران به سوی بازارهای جهانی
نکته مهم در تحقق این هدف، وجود یک سیاست کلان صادراتمحور، همافزایی بین دستگاههای دولتی، بانکها، اتاقهای بازرگانی و فعالان بخش خصوصی است. بدون هماهنگی و انسجام در سیاستگذاری، اقدامات پراکنده و موردی اثرگذار نخواهد بود. دولت باید نقش تسهیلگر و پشتیبان را ایفا کند، در حالیکه وظیفه اصلی تولید و صادرات بر دوش بخش خصوصی قرار دارد.
همچنین، نمیتوان نقش فناوری، نوآوری و سرمایه انسانی نادیده گرفت. در دنیای رقابتی امروز، صادرات صرفاً بهمعنای فروش کالای فیزیکی نیست، بلکه صادرات دانش، خدمات دیجیتال، طراحی، برند و تجربه مشتری نیز بخش مهمی از تجارت بینالمللی را شامل میشود. بنابراین، نگاه سنتی به صادرات باید جای خود را به رویکردهای مدرن مبتنی بر زنجیره ارزش جهانی بدهد.
در پایان، باید تأکید کرد که هر یک از این ۱۰ استراتژی، در صورتی به نتایج ملموس و عینی منتهی خواهد شد که در قالب یک طرح توجیهی جامع و یک نقشه راه منسجم با زمانبندی مشخص، ارزیابی مستمر و بهرهگیری از بازخوردهای واقعی بازارهای هدف به اجرا درآیند. صادرات موفق یک اقدام مقطعی نیست بلکه یک فرآیند تدریجی و بلندمدت است. سرمایهگذاری در این مسیر، بهویژه در صنایع دارای مزیت نسبی، میتواند آینده اقتصادی کشور را از وابستگی به نفت رها سازد و آن را به سوی استقلال اقتصادی و توسعه پایدار هدایت کند.