🕓 آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۴/۰۷/۲۵
تأمین انرژی در دهههای اخیر، به یکی از مسائل بنیادین و اصلی برای رشد اقتصادی کشورها تبدیل شده است. در این میان، ناترازی انرژی (یعنی عدم تعادل و تساوی میان عرضه و تقاضای انرژی) ممکن است آثار مخربی بر بخشهای مختلف اقتصادی، بهویژه صنایع کوچک و متوسط (SMEs) داشته باشد. این صنایع که ستون فقرات اقتصاد بسیاری از کشورها محسوب میشوند (یا به عبارتی دیگر بخش اصلی اقتصاد به شمار میآیند)، به دلیل منابع محدود و ناکافی، حساسیت بالایی نسبت به نوسانات انرژی دارند. آسان مشاور در ادامه این موضوع را با رویکرد عملی و همراستا با خدمات خود—از تدوین طرح توجیهی تا بهینهسازی منابع انرژی—بررسی میکند تا مسیر تصمیمگیری برای بنگاهها شفافتر شود.
ناترازی انرژی چیست؟
ناترازی انرژی وضعیتی است که در آن، میزان تولید یا واردات انرژی کمتر از تقاضای موجود در بازار میباشد. این پدیده میتواند به دلایل متعددی بروز کند. این دلایل عبارتند از: کاهش تولید داخلی انرژی (به عنوان مثال افت تولید گاز طبیعی یا برق)، عدم سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی، سوءمدیریت یا سیاستگذاری ناکارآمد در حوزه مصرف و عرضه انرژی و تحریمهای بینالمللی و محدودیت در واردات سوخت. این ناترازی در قالب قطع برق، جیرهبندی گاز، افزایش قیمت حاملهای انرژی و عدم پیشبینیپذیری در تأمین انرژی نمایان و مشخص میشود. برای بنگاههای کوچک، هر کدام از این نمودها به معنای توقف تولید، افزایش هزینه تمامشده و افت کیفیت خدمات/محصول است؛ بنابراین مدیریت ریسک انرژی باید بخشی از نقشه راه عملیاتی کسبوکار باشد.
نقش صنایع کوچک و متوسط در اقتصاد
یکی از بخشهای حیاتی و ستون فقرات اصلی کشورها در ایجاد اشتغال، رشد نوآوری، و توسعه صادرات صنایع کوچک و متوسط هستند. حدود ۹۰ درصد بنگاههای صنعتی ایران را SMEs تشکیل میدهند و سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی دارند. ویژگیهای مهم این صنایع عبارتاند از: منابع مالی محدود و وابستگی بالا به هزینههای جاری، حساسیت نسبت به نوسانات بازار و زیرساختها و چابکی بالا ولی تابآوری پایین نسبت به بحرانهای بیرونی. از همین رو، هر درصد بهبود در بهرهوری انرژی در این بخش، اثر ضربکننده بر رقابتپذیری و سودآوری دارد و میتواند از طریق برنامههای مرحلهبندیشده بهینهسازی (Auditing، پایش، نوسازی) محقق شود.
تأثیرات ناترازی انرژی بر SMEs :
| اثر | توضیح / پیامد |
|---|---|
| افزایش هزینههای تولید | کاهش حاشیه سود، افزایش قیمت نهایی محصول |
| اختلال در فرایند تولید | توقف خطوط، افت کیفیت بهدلیل قطعی برق/کمبود گاز |
| کاهش سرمایهگذاری و رشد | بیثباتی در تأمین انرژی و تردید سرمایهگذاران |
| کاهش بهرهوری | فرسودگی/خرابی ماشینآلات و افزایش هزینه نگهداری |
| اثرات زنجیرهای | انتقال اختلال به تأمینکنندگان/مشتریان، اثر بر صادرات و اشتغال |
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی ناترازی انرژی
کمبود انرژی هم بر بخش خرد اقتصاد مانند صنایع کوچک و متوسط اثر میگذارد و هم بر بخش کلان اقتصاد تاثیرگذار است. در ادامه به برخی از پیامدهای ناشی از عدم توازن انرژی به صورت موردی اشاره میگردد. یکی از این پیامدها افزایش بیکاری است که منجر به تعدیل نیرو توسط بسیاری از SMEs و کاهش ساعات کاری میشود. همچنین عدم توازن انرژی موجب میشود تا برخی واحدهای تولیدی به مناطق با وضعیت بهتر انرژی مهاجرت کنند که به تمرکز جغرافیایی صنعت میانجامد. علاوهبر موارد ذکر شده ناترازی انرژی میتواند توان رقابتی شرکتهای صادرکننده را کاهش دهد و منجر به کم شدن صادرات غیر نفتی گردد. افت اعتماد ذینفعان، افزایش هزینه تأمین مالی و کاهش سرمایهگذاری داخلی/خارجی از دیگر آثار کلان است که نهایتاً بر رشد اقتصادی و عدالت منطقهای سایه میاندازد.
راهکارهای پیشنهادی برای کاهش اثرات ناترازی انرژی
در بخشهای قبل به چالشهای ناشی از عدم توازن و تعادل انرژی اشاره گردید. در ادامه راهکارهایی مانند تدوین نقشه انرژی ویژه برای SMEs، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر محلی و غیره به منظور حل مشکلات پیشنهاد میگردد که به طور مختصر هر یک از آنها بررسی میشود. اجرای هماهنگ این راهکارها معمولاً نیازمند مطالعه امکانسنجی و برنامه اجرای مرحلهای است که میتواند در قالب طرح توجیهی انرژی/بهینهسازی توسط تیمهای مشاورهای تدوین شود.
۱. تدوین نقشه انرژی ویژه برای SMEs
لازم است یک سیاست جامع و متمرکز برای تأمین پایدار انرژی صنایع کوچک در مناطق مختلف تدوین گردد، بهگونهای که قابلیت پیشبینی و عدالت در تخصیص منابع انرژی ایجاد شود. این نقشه باید شامل سناریونویسی مصرف، اولویتبندی صنایع حیاتی، سازوکار مدیریت تقاضا و بستههای حمایتی منطقهای باشد.
۲. سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر محلی
اگر فرآیند سرمایهگذاری در پروژههای خورشیدی یا بادی به آسانی و سهولت صورت بگیرد منجر به استقلال نسبی کارخانههای کوچک از شبکه سراسری (انرژی) میشود. راهاندازی نیروگاههای اشتراکی صنفی/شهرکی، قراردادهای خرید تضمینی داخلی و مدلهای مشارکتی با بخش خصوصی میتواند سرعت این گذار را افزایش دهد.
۳. یارانه هوشمند انرژی
یارانه انرژی را میتوان فقط به بنگاههایی اختصاص داد که بهرهوری انرژی را افزایش میدهند یا از تکنولوژیهای بهینه استفاده میکنند. پیوند دادن یارانه با شاخصهای شدت مصرف، نوسازی تجهیزات و استقرار سیستمهای پایش، کارایی این سیاست را بالا میبرد.
۴. بهینهسازی مصرف انرژی در کارخانهها
آموزش، پایش مستمر و نوسازی تجهیزات، منجر به کاهش شدت مصرف انرژی در واحدهای کوچک میشود. اجرای ممیزی انرژی، نصب کنتورهای هوشمند، بازیابی حرارت، استفاده از درایوهای دورمتغیر (VFD) و استانداردسازی تعمیر و نگهداری، از اقدامات کمهزینه و پُربازدهاند.
۵. ایجاد صندوق حمایت از صنایع آسیبدیده از بحران انرژی
اگر بحران ناگهانی در تامین انرژی رخ دهد، در صورت ایجاد صندوق حمایت، دولت میتواند حمایتهای مالی یا وامهای کمبهره برای جبران ضررها ارائه دهد. طراحی این صندوق باید مبتنی بر ارزیابی سریع خسارت، پرداختهای مرحلهای و مشروط به اجرای برنامه بهبود انرژی باشد.
۶. تنوعبخشی به منابع انرژی
برنامهریزی SMEs باید به گونهای باشد که وابستگی به یک منبع انرژی خاص کاهش یابد و از ترکیب سایر انرژیها استفاده گردد. ترکیب برق شبکه، خورشیدی پشتبامی، دیزل/گاز ژنراتورهای رزرو و مدیریت بار، ریسک عملیاتی را بهصورت معنیدار کاهش میدهد.
نقش دولت و نهادهای واسط
اتاق بازرگانی و اتحادیههای صنعتی میتوانند نقش واسط برای انتقال خواستهها و نیازهای واقعی بنگاهها در تامین انرژی را ایفا کنند. در کنار آنها نیاز است وزارت صمت و وزارت نیرو با هماهنگی یکدیگر در جهت ایجاد انرژی پایدار در صنایع کوچک و متوسط برنامهریزی کنند. ایجاد پنجره واحد صدور مجوز انرژیهای تجدیدپذیر، اجرای قراردادهای خرید برق (PPA) داخلی و تدوین استانداردهای بهرهوری انرژی در شهرکهای صنعتی، از محورهای اجراپذیر این همکاری است.
اقدامات کلیدی برای مدیریت ناترازی انرژی در SMEs
برای آنکه صنایع کوچک و متوسط بتوانند در شرایط ناترازی انرژی همچنان پایدار بمانند، مجموعهای از اقدامات ضروری پیشنهاد میشود که به صورت فهرست زیر قابل ارائه است:
- پایش مستمر مصرف انرژی: ایجاد سامانههای رصد لحظهای برای شناسایی نقاط پرمصرف.
- توسعه فناوریهای کارآمد: استفاده از ماشینآلات کممصرف و تجهیزات نوین.
- مدیریت تقاضا: زمانبندی هوشمند مصرف برق و گاز در ساعات اوج مصرف.
- تنوعبخشی به منابع تأمین: بهرهگیری همزمان از برق شبکه، انرژی خورشیدی و ژنراتورهای محلی.
- آموزش و فرهنگسازی: افزایش آگاهی مدیران و کارکنان درباره اهمیت صرفهجویی و بهرهوری انرژی.
- تشویق سرمایهگذاری بخش خصوصی: فراهمکردن مشوقهای مالیاتی و اعتباری برای پروژههای بهینهسازی انرژی.
شاخصهای کلیدی ناترازی انرژی و پیامدهای آن
| شاخص | مقدار / توضیح |
|---|---|
| کسری برق | ناترازی بین تولید و مصرف تا حدود ۱۴٬۰۰۰ مگاوات در تابستان ۱۴۰۳. |
| کسری گاز طبیعی | کمبود روزانه حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب در زمستان (اثر بر نیروگاهها و صنایع). |
| صنایع درگیر | کاهش عملکرد برخی بخشها تا حوالی ۵۰٪ ظرفیت و توقفهای مکرر خطوط. |
| نحوه اعمال خاموشی صنعتی | قطع برق چرخشی (Rolling Blackouts)، تعطیلیهای مقطعی ادارات/مدارس و محدودیت فعالیت صنایع. |
| توزیع جغرافیایی خاموشی | تجربه خاموشی کمتر در برخی مناطق شهری و بیشتر در مناطق کمبرخوردار (نمونه: تفاوت نرخ خاموشی در شمال/جنوب تهران). |
| مصرف گاز نیروگاهی | سهم غالب گاز در سبد سوخت نیروگاهها (بالای ۸۰٪ در فصول گرم) با فشار تأمین سوخت در زمستان. |
| ظرفیت اسمی تولید برق و محدودیتها | بیش از ۸۵ گیگاوات ظرفیت اسمی، اما بهدلیل محدودیت سوخت/نگهداری، تولید عملی کمتر از ظرفیت نامی است. |
ناترازی انرژی یکی از چالشهای حیاتی به منظور ادامه فعالیت پایدار صنایع کوچک و متوسط در ایران و دیگر کشورهای در حال توسعه است. اگرچه این مشکل ممکن است در ابتدا بهعنوان یک موضوع کلان مطرح شود، اما تأثیرات آن در سطح خرد، یعنی در زیستپذیری بنگاههای کوچک، بسیار ملموس و آشکار و بعضاً مخرب است. تأثیر این ناترازی بر SMEs شامل افزایش هزینهها، کاهش تولید، افت بهرهوری، کاهش اشتغال و آسیب به زنجیرههای تأمین میشود. اما با رویکردی فعال و سیاستگذاری هدفمند میتوان این اثرات را تا حد زیادی کاهش داد. دولتها باید با همکاری بخش خصوصی، دانشگاهها، و نهادهای مالی، سازوکارهایی برای پایداری انرژی، تنوعبخشی به منابع، و بهینهسازی مصرف طراحی کنند. برای طراحی مسیر اجرایی، اتکا به مطالعات امکانسنجی و برنامههای عملیاتی مرحلهای—مانند آنچه در طرح توجیهیهای انرژی تدوین میشود—میتواند ریسک را کاهش داده و بازدهی سرمایهگذاری را افزایش دهد. در نهایت، بهینهسازی منابع و مدیریت تقاضا، دو اهرم کلیدی برای تابآوری واحدهای کوچک در برابر ناترازی انرژی هستند.











